همکاران
هرها در مواجهه با جنگ—بهویژه در بسترهایی همچون "جنگ تحمیلی سوم/جنگ رمضان" که الگوی متناوب آسیب به کارکردهای شهری و اختلال زیرساختی را برجسته میسازد —نه تنها با خرابیهای کالبدی، بلکه با فرسایش پیوستگی خدمات عمومی، افت قابلیت اطمینان شبکهها و بازسازی « ، کاهش ظرفیت سازمانی برای پاسخگویی و بازیابی مواجه میشوند. در چنین شرایطی غالبا به معنای بازگردانی کالبد و برخی خدمات اولیه است، اما بازآفرینی شهری پس از » صرف جنگ، نیازمند بازتولید کارکردهای شهری در سطح شبکهای و محلهای است؛ بهنحوی که زیرساختهای حیاتی از حالت شکننده به سامانههای تابآور تبدیل شوند.
از منظر مهندسی عمران با گرایش شهرسازی، تابآوری زیرساختهای حیاتی یک ویژگی چندسطحی است که همزمان به طراحی فیزیکی )کالبدی(، سازماندهی بهرهبرداری و مدیریت بحران، و کیفیت اتصال میان شبکهها interdependency وابسته است . بهعنوان مثال اختلال برق میتواند عملکرد پمپاژ آب، ارتباطات مخابراتی و حتی عملیات مراکز درمانی را مختل کند؛ در مقابل، اختلال در شبکه مخابرات میتواند فرماندهی امداد، هماهنگی تعمیرات و دسترسی به دادههای مکانی-زمانی را کاهش دهد. بنابراین، بازآفرینی شهری پس از جنگ باید باشد: نه فقط اینکه چه چیزی آسیب » اولویتبندی مبتنی بر اثر « و » نگاه سامانهای « مبتنی بر دیده، بلکه کدام مؤلفهها نقش اهرمی در بازیابی کل شهر دارند.
این مقاله در امتداد رویکردهای نوین تابآوری شهری که در ادبیات 2021 تا 2026 توسعه یافتهاند )بهویژه در پیوند با برنامهریزی بحران، حکمرانی داده، و مدیریت وابستگی متقابل زیرساختها(، تلاش میکند چارچوبی قابل اجرا برای بازآفرینی مرحلهای ارائه دهد که تمرکز آن بر شبکههای آب، برق، گاز، مخابرات، حملونقل و مراکز درمانی، همراه با طراحی شهری و دسترسی اضطراری در مقیاس محله باشد.
بازسازی پس از جنگ، عموما با ترمیم خرابیها و بازگرداندن سازهها به وضعیت قبل تعریف خود شامل ناپایداریهایی بوده » قبل از جنگ « ، میشود. اما در بسیاری از شهرهای آسیبدیده است: پراکندگی نامنظم کاربریها، کمبود ظرفیت شبکههای خدماترسان، ضعف حکمرانی و عدم آمادگی سازمانی. بنابراین، بازسازی صرف ممکن است شهر را به چرخه آسیبپذیری بازگرداند است که اهداف زیر را همزمان » فرایند تحولی « در مقابل، بازآفرینی شهری پس از جنگ یک دنبال میکند:
· بازگردانی عملکرد Function Restoration رساندن شبکه خدمات حیاتی به سطح عملکرد پایه
· کاهش آسیبپذیری ساختاری-عملکردی: اصلاح نقاط شکننده شبکه و افزایش تحمل در برابر شوکهای تکرارشونده
· بازتولید پیوستگی شهری: تقویت اتصالات میان شبکههای فیزیکی و سازمانهای مدیریتی.
· بازسازی سرمایه اجتماعی و الگوی سکونت: استفاده از بازآفرینی محلهای برای بازگرداندن اعتماد و مشارکت.
· انطباق آیندهمحور: توسعه قابلیتهای یادگیری نهادی و بهروزرسانی برنامهها
· از منظر مهندسی-شهرسازی، تفاوت بنیادی در "مقیاس و منطق مداخله" است. بازسازی غالبا پروژه محور است، اما بازآفرینی شبکهمحور و محلهمحور است. بدین معنا که تصمیمهای مربوط به بازسازی یک بخش )مثلا ترمیم خط انتقال آب( باید با برنامه احیای برق )برای پمپاژ(، مخابرات )برای فرمان و کنترل(، و حملونقل اضطراری )برای رساندن تجهیزات و نیروی انسانی( همسوشود.
در یک مدل نمونه )فرضی اما سازگار با تجربه پروژههای بازآفرینی پس از بحران(، اگر ترمیم شبکه آب بدون پوشش برق پایدار انجام شود، زمان دستیابی به سرویس پایدار ممکن است 26 هفته افزایش یابد؛ زیرا پمپاژها و سیستمهای کنترل، وابسته به – بهجای 12 هفته، به 20 را » بازآفرینی همزمان زیرساختی « برق و ارتباطات میمانند. این وابستگی متقابل، ضرورت برجسته میکند.
زیرساختهای حیاتی شهری شامل مجموعهای از شبکهها و مراکز است که اختلال آنها میتواند پیامدهای زنجیرهای ایجاد کند. این زیرساختها معمولا از منظر تابآوری در سه سطح کالبدی-عملکردی، شبکهای و خدمت دهی قابل تحلیلاند:
· شبکه آب و فاضلاب: شامل منابع، تصفیه، خطوط انتقال، مخازن و شبکه توزیع. شاخص تابآوری آن میتواند شامل پایداری فشار، کیفیت آب، و توان پشتیبان در شرایط قطع باشد.
· شبکه برق: شامل تولید، انتقال/توزیع، پستها و تابلوهای حیاتی. تابآوری برق تعیینکننده عملکرد پمپاژ آب، سیستمهای تهویه و سردخانه مراکز درمانی، و تجهیزات مخابراتی است.
· شبکه گاز: بهویژه در گرمایش، پخت، و برخی بارهای صنعتی/درمانی. تابآوری گاز علاوه بر شدت آسیب، به ایمنی و قابلیت ایزولاسیون خطوط معیوب وابسته است.
· مخابرات و سامانههای فرماندهی: شامل شبکههای مخابراتی، اینترنت/رادیویی اضطراری، و سامانههای مدیریت بحران. این بخش را. » توان هماهنگی « فراهم میکند
· حملونقل شهری و دسترسی اضطراری: شامل محورهای اصلی امداد، مسیرهای تخلیه، دسترسی به بیمارستانها و ایستگاههای خدمات. تابآوری حملونقل، زمان پاسخ و قابلیت دسترسی را تعیین میکند.
· مراکز درمانی: بیمارستانها، درمانگاهها، مراکز حیاتی حمایت )مانند بانک خون یا مراکز تصویربرداری(. تابآوری درمانی به برق پشتیبان، اکسیژن، دارو، دسترسی حملونقل و ارتباطات امن وابسته است.
یک الگوی وابستگی رایج پس از جنگ میتواند این باشد:
- اختلال برق → توقف پمپاژ آب و اختلال کلریناسیون/کنترل کیفیت → افزایش ریسک
بهداشتی در مراکز درمانی و سکونتگاهها.
- اختلال مخابرات → کندی هماهنگی تعمیرات → افزایش زمان رفع خرابی و تداوم اختلال
عملکردی.
- تخریب محورهای حملونقل → تأخیر امدادگران و قطعات یدکی → کاهش سرعت بازیابی.
در نتیجه، تابآوری زیرساختهای حیاتی بدون طراحی مدیریت وابستگیهای متقابل، قابل تحقق کامل نیست.
اولویتبندی پس از جنگ باید بر اساس اثر شبکهای و ارزش خدمت انجام شود، نه صرفاً میزان خرابی، در این مقاله، چارچوبی چند معیاره پیشنهاد میشود که چهار دسته معیار را پوشش میدهد
· اثر بر ایمنی و سلامت عمومی Heat & Safety Impact
· اثر بر تداوم خدمات عمومی Service Continuty Impact
· قابلیت بازیابی سریع و امکان اجرای راهکارهای جایگزین Substitutability & Recoverability
· وابستگی متقابل با دیگر زیرساختها Interdependency Sensitivity
برای عملیاتیسازی، به هر زیرساخت یک امتیاز اولویتP در بازه 0 تا 100 تخصیص داده میشود:
P=0.35H+0.25R+0.20I
که در آنH اثر ایمنی-سلامت، C تداوم خدمات، R قابلیت بازیابی سریع، و I حساسیت به وابستگی متقابل است. وزنها بر اساس منطق تصمیمگیری بحرانمحور تنظیم شدهاند )وزن بیشتر برای سلامت و ایمنی به دلیل پیامدهای غیرخطی اختلال در دورههای بحرانی(.
جدول 1 اولویتبندی بازسازی زیرساختهای حیاتی شهری پس از جنگ |
|||||||
|
ردیف زیرساخت/حوزه |
H معیار )ایمنی- سلامت( |
C معیار )تداوم خدمات( |
R معیار )بازیابی سریع( |
I معیار )وابستگی متقابل( |
امتیاز p |
اولویت اجرایی پیشنهادی |
اقدامهای کلیدی تابآور |
|
مراکز درمانی و پشتیبانی حیاتی )برق/اکسیژن/ آب( |
10 |
9 |
6 |
9 |
8.15 |
بسیار بالا |
برق پشتیبان، سیستمهای اکسیژن، کنترل آلودگی آب و دارو
|
|
شبکه برق توزیع و پستهای حیاتی |
9 |
10 |
6 |
10 |
8.35 |
بسیار بالا |
جایگزینی/ ایزولاسیون سریع مدارها، ژنراتورهای اضطراری، حفاظت پیشرفته |
|
مخابرات اضطراری و ارتباطات مراکز فرماندهی |
8 |
8 |
8 |
9 |
8.10 |
بسیار بالا |
رادیو/شبکه ماهوارهای اضطراری، مراکز کنترل پشتیبان |
|
شبکه آب شهری و تصفیهخانهها )خطوط انتقال/ مخازن( |
9 |
9 |
7 |
8 |
8.20 |
بالا |
مسیرهای جایگزین، کلریناسیون امن، مخازن ذخیره اضطراری |
|
حملونقل اضطراری )محورهای دسترسی بیمارستان/ پالایشگاه/انبار( |
8 |
7 |
7 |
8 |
7.45 |
بالا |
اولویت مرمت مسیرهای ترافیکی، جایگزین، تابآوری پل/ تقاطع |
|
شبکه گاز )ایزولاسیون و ایمنی( |
7 |
6 |
6 |
7 |
6.55 |
متوسط بالا |
شیرهای قطع اضطراری، بازبینی خطوط، کنترل ریسک نشت |
|
شبکه فاضلاب و مدیریت پسماندهای درمانی |
7 |
7 |
5 |
7 |
6.40 |
متوسط |
جداسازی جریانها، ظرفیت موقت تصفیه/ جمعآوری |
|
خدمات تکمیلی و شبکههای محلی کماثر |
5 |
5 |
6 |
4 |
4.95 |
پایین |
اجرای مرحلهای همراه با بهبود محلهها |
توضیح: امتیازها نمونهوار اما واقعنما بوده و بر اساس منطق وزندهی و ماهیت اثرگذاری بحران تنظیم شدهاند. در کاربرد واقعی، امتیازها باید با دادههای میدانی/تحلیلی شدت آسیب، طول قطعی، میزان وابستگی بارهای حیاتی بازکالیبره شوند.
طراحی شهری در بازآفرینی پس از جنگ صرفا زیباسازی یا بازآرایی کالبدی نیست؛ بلکه عامل تعیینکننده در کارکرد اضطراری شهر است. در سطح محله، سه مؤلفه نقش بنیادین دارند:
· دسترسپذیری اضطراری: زمان رسیدن به مراکز درمانی و ایستگاههای امداد باید در محدوده قابل قبول باشد. در شرایط قطع بخشی از راهها، شبکه معابر باید امکان دور زدن و دسترسی چندمسیره ایجاد کند.
· تابآوری کالبدی-عملکردی معابر و فضاهای باز: مسیرهای پیاده/خودروی امدادی و فضاهای باز امن )برای تجمع، اسکان موقت، و عملیات اضطراری( باید از نظر ایمنی و قابلیت بهرهبرداری حتی در صورت آسیب جزئی به شبکه کالبدی طراحی شوند.
· حفاظت از پیوند زیرساختی در مقیاس محله: قرارگیری زیرساختها )مثلا تابلوهای برق شهری، مخازن ذخیره آب، نقاط حساس مخابراتی( و نحوه توزیع بارها باید کاهش اثر زنجیرهای ایجاد کند. کاهش احتمال دام افتادن کل محله در یک گلوگاه .
اگر در یک محله متوسط، زمان دسترسی به بیمارستان از طریق یک مسیر اصلی حدود 18 دقیقه
بوده و آن مسیر در رخداد آسیب میبیند، عدم وجود مسیر جایگزین چندمسیره میتواند زمان را 40 دقیقه افزایش دهد. در مقابل، با ایجاد شبکه محلی چندمسیره و تقویت معابر اضطراری با پهنای مناسب/ قابلیت عبور ماشین آلات سبک، میتوان این زمان را به حدود 23-26 دقیقه کاهش داد. این کاهش مستقیما به تابآوری خدمات درمانی منجر میشود، چون یکی از مؤلفههای عملکرد Time to Service است.
برای کاهش ریسک اجرایی و افزایش اثرگذاری، بازآفرینی باید به صورت مرحلهای Phased طراحی شود. یک مدل پیشنهادی شامل چهار فاز زمانی/عملیاتی است:
· فاز 0: ارزیابی سریع و تثبیت عملکرد ) 0 تا 4 هفته(
تمرکز بر شناسایی گلوگاهها، ایمنسازی نقاط پرخطر، ایجاد حداقل ارتباطات اضطراری و راهاندازی عملکرد حیاتی ) آب/برق/مخابرات در مقیاس حداقل(.
· فاز 1: احیای عملکرد پایه زیرساخت حیاتی ) 4 تا 12 هفته(
تعمیرات اولویتدار در شبکه برق پستهای حیاتی، راهاندازی سیستمهای پشتیبان برای مراکز درمانی، و شروع بازچینی مسیرهای حمل و نقل امدادی.
· فاز 2: تعمیم تابآوری و کاهش شکنندگی شبکه ) 3 تا 9 ماه(
گسترش راهکارهای تابآور: مسیرهای جایگزین شبکه آب، حفاظت پیشرفته در برق، ایزولاسیون در شبکه گاز، و توسعه شبکه مخابرات اضطراری پایدارتر.
· فاز 3: بازآفرینی محلهای و یکپارچهسازی برنامهریزی ) 9 تا 24 ماه(
بازسازی کاربریها و فضاهای باز امن، نهادینهسازی حکمرانی داده و تمرین-های مدیریت بحران، و بهبود کیفیت زندگی با حفظ منطق تابآوری زیربنایی.
فازهای زمانی
)مقیاس شاخص عملکرد حیاتی از 0 تا 100 ؛ مقدارهای نمونهوار اما واقعنما(
|
100 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
90 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|||||||
|
80 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||||||
|
70 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
60 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
50 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
40 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
30 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
20 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
10 |
11 |
12 |
13 |
14 |
15 |
16 |
17 |
18 |
19 |
20 |
21 |
22 |
23 |
24 |
|
|
|
|
|
|
|
|||||||||||||||||||||
· در فاز 0 هدف تثبیت حداقل خدمات حیاتی است؛ بنابراین جهش سریع اما محدود در رخ میدهد.
· در فاز 1 با احیای برق حیاتی-مخابرات-درمان، قابلیت سرویسدهی افزایش محسوس دارد؛ لذا
شیب نمودار تندتر میشود.
· در فاز 2 با اصلاح وابستگیهای متقابل و ایجاد مسیرهای جایگزین، پایداری و کاهش شکنندگی بالا میرود.
· در فاز 3 بازآفرینی محلهای، نهادینهسازی مدیریت بحران و بهبود دسترسی اضطراری، باعث تکمیل تابآوری و رسیدن به عملکرد نزدیک به استانداردهای بهرهبرداری میگردد.
جدول 2( شاخصهای ارزیابی تابآوری شهری در دوره بازآفرینی |
|||||||
|
بعُد تابآوری |
شاخص )نماد( |
تعریف عملیاتی |
روش سنجش پیشنهادی |
واحد/ بازه |
هدف پیشنهادی در فاز 1 )4-12w( |
هدف در فاز 2 )3-9m( |
هدف در فاز 3 )9-24m( |
|
آمادگی |
درصد پوشش برق پشتیبان برای مراکز )E درمانی ) |
سهم تجهیزاتی که ژنراتور/ سوخت /UPS اضطراری دارند |
ممیزی میدانی + ثبت ظرفیت |
% |
85 ≥ |
95 ≥ |
99 ≥ |
|
تحمل |
زمان تحمل اختلال تا بازیابی خودکار )E2( |
مدت زمان عملکرد حداقل بدون مداخله دستی |
آزمون عملکردی/ لاگ عملیاتی |
دقیقه |
≥ 6 |
45 ≤ |
30 ≤ |
|
بازیابی |
زمان بازگردانی سرویس پایه )R آب/برق ) |
زمان رسیدن به حداقل فشار/ سرویس |
داده /SCADA گزارش بهرهبرداری |
ساعت/ روز |
14 روز ≥ |
7 روز ≥ |
≥ 3 روز |
|
بازیابی |
نرخ بازیابی عملکرد درمانی )R2( |
درصد بیمارستان/ کلینیک ها با سرویس پایدار |
ارزیابی بیمارستانی |
% |
70 ≥ |
85 ≥ |
95 ≥ |
|
انطباق |
تعداد بهروزرسانی برنامه مدیریت )A بحران ) |
دفعات تمرین/ بهروزرسانی دستورالعملها و نقشهها |
گزارش سازمانی + ممیزی |
بار/ سال |
2 ≥ |
3 ≥ |
4 ≥ |
|
انسجام شبکهای |
شاخص دسترسی اضطراری محله )N1( |
درصد جمعیت در شعاع زمانی مجاز تا بیمارستان |
GIS-based time analysis |
% |
60 ≥ |
75 ≥ |
90 ≥ |
|
کاهش وابستگی |
ضریب چندمسیرهبودن شبکه امدادی )N2( |
مسیرهای جایگزین با سطح کارکرد قابل قبول |
تحلیل شبکه راه/حمل |
مسیر/ گره |
1.5 ≥ |
2.5 ≥ |
3.0 ≥ |
|
ایمنی |
شاخص ایزولاسیون ریسک در شبکه )S گاز |
درصد بلوکهای قابل ایزولاسیون در زمان بحران |
ممیزی فنی + تست شیرها |
% |
60 ≥ |
85 ≥ |
95 ≥ |
نکته روششناختی: تعریف شاخصها باید با دادهپذیری Data Adailability سازگار باشد. پیشنهاد شده است که بخش SCADA دادههای عملیات تعمیرات و ثبتهای بیمارستانی بهعنوان ورودی اولیه شاخصهای تابآوری در سیستم تصمیمگیری استفاده شوند.
این مقاله نشان داد که بازآفرینی شهری پس از جنگ، زمانی به تابآوری واقعی منتهی میشود، که بر زیرساختهای حیاتی بهعنوان ستون فقرات عملکرد شهر تمرکز کند و منطق تصمیمگیری از پروژههای منفرد به سمت مدیریت شبکهای و وابستگیهای متقابل حرکت نماید.
یافتههای تحلیلی مبتنی بر چارچوب پیشنهادی، بیانگر آن است که با اجرای مرحلهای )فاز 0 تا
فاز 3(، احیای همزمان برق حیاتی، مخابرات اضطراری و مراکز درمانی، و نیز تقویت دسترسی اضطراری از طریق طراحی شهری-محلهای، میتوان زمان رسیدن به سطح عملکرد پایه زیرساختها را بهطور معنیدار کاهش داد. همچنین، به دلیل ماهیت غیرخطی پیامدهای اختلال )بهویژه در سلامت و ایمنی(، اولویتبندی باید بر اساس اثر شبکهای و امکان بازیابی سریع انجام شود.
1) استقرار حکمرانی دادهمحور تابآوری: تشکیل ستاد مشترک تابآوری زیرساختهای حیاتی با دسترسی یکپارچه به دادههای خرابی، تعمیرات، نقشههای GPS و لاگهای بهرهبرداری )برق/ آب/ مخابرات(. این امر برای کالیبراسیون امتیاز اولویت p و شاخصهای R1 ، R2 ، N1 و.. ضروری است.
2) اجرای اولویتبندی چندمعیاره در برنامهریزی مالی و پیمانکاری: بودجهگذاری مرحلهای باید همراستا با جدول اولویت )جدول 1( باشد؛ بهگونهای که پروژههای اهرم ساز (برق پستهای حیاتی، مخابرات اضطراری، مراکز درمانی( پیش از پروژههای کالبدی کماثر آغازشوند.
3) طراحی شهری برای چندمسیره بودن دسترسی اضطراری: در بازآفرینی محلهای، شبکه معابر باید دارای مسیرهای جایگزین برای امداد باشد؛ همچنین موقعیت مکانی خدمات درمانی-پشتیبانی باید با معیارهای زمان دسترسی )شاخص N1 ) همسو شود.
4) تابآوری کالبدی-عملکردی در زیرساختها:
5) برای برق: حفاظت پیشرفته، ایزولاسیون سریع مدارها و استقرار پشتیبان در مراکز حیاتی.
6) برای آب: مخازن ذخیره اضطراری، مسیرهای جایگزین خطوط انتقال و تضمین ایمنی کلریناسیون.
7) برای مخابرات: ایجاد کانالهای اضطراری مستقل )رادیویی/ماهورهای( برای تداوم فرماندهی.
8) برای گاز: شیرهای قطع اضطراری، کنترل ریسک نشت و آزمونهای دورهای.
9) یکپارچهسازی برنامههای تعمیرات و طراحی شهری: مسیرهای حمل و نقل امدادی ودسترسی کارگاهها و انبارهای تجهیزات باید از همان مراحل فاز ، طراحی/تضمین شوند تا زمان بازیابی حقیقی کاهش یابد.
10) نهادینهسازی تمرینهای مدیریت بحران و انطباق: شاخص انطباق باید بهصورت قراردادی در برنامه پروژههای بازآفرینی لحاظ شود )نه صرفا فعالیت سازمانی(. تمرینهای عملیاتی، بازبینی نقشهها و بهروزرسانی پروتکلها باید بخشی از تحویل پروژه باشد.
در مجموع، بازآفرینی شهری پس از جنگ، اگر با رویکرد تابآوری زیرساختهای حیاتی و پیوند
طراحی شهری با مدیریت بحران انجام شود، میتواند شهر را از وضعیت شکنندگی به وضعیت عملکرد پایدار در مواجهه با شوکهای آینده ارتقا دهد و همزمان کیفیت زندگی و کارکرد اقتصادی-اجتماعی را بازتولید نماید.